X
تبلیغات
رایتل

خدایا سرشارم از عشقت کن

به یاد مهربان قلبی که سالها به دوستی و محبتمان می نواخت....دیگر نمی تپد
سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1395

سلام بر دوستان عزیزم


خب بعد یه مدتی غیبت نه چندان زیاد دوباره اومدم

پر انرژی و فوق العاده شاد شاد شاد


اول از همه یه تشکر از خدا

بخاطر بزرگترین نعمتهاش

خداجونم خیلییییییییی ازت ممنونم

خیلی عاشقتم خدا و ازت می خوام منو عاشقتر از قبل کن



چهارشنبه 12 آذر‌ماه سال 1393

من به کسی احتیاج دارم که .............


حالا اگه دنیا و آدماش بسیار پست و غیر قابل اعتمادن


اما من به کسی احتیاج دارم که بهش تکیه کنم ، رو شونه هاش گریه کنم ، از عاشق شدنم براش بگم ، با هم بریم خرید ؛ دوتامون یه جور لباس بخریم بعد هم بریم کافی شاپ ؛ یه شکلات بستنی سفارش بدیم از قضا توی کافی شاپ آهنگ مورد علاقمون پخش بشه و بی توجه به آدمای دور و برمون بلند بلند با آهنگ تکرار کنیم...


با هم برقصیم ، برقصیم آنقدر که پاشنه پایمان زق زق کند. بعد هم ژست های مسخره بگیریم و چیک چیک عکس بگیریم از هر چیز مسخره و بیخودی (اما خاطره دار) عکس بگیریم. روی تختم بخوابیم و محکم همدیگر را بغل کنیم آیندمان را با خیالات مسخره ای ببافیم.

بیا دیگر هیچ وقت بهم دروغ نگوییم تا حال و روزمان مثل امروز نشود . تا من برایت تمام نشوم و تو برایم کمرنگ نباشی

کاش حداقل من و تو یک رنگیمان را از دست نمیدادیم باهم دورو نمیشدیم

کاش لازم نبود برای اثبات حرف هایمان دستمان را روی قرآن بگذاریم

من و تو انقدر از هم دور شدیم که از چشم هایت نمیفهمم که راست میگویی یا دروغ را

آنقدر فاصله گرفتیم که یک لبخند مصنوعی چاشنیِ تمام "سلام عزیزم"ها شده و بی هیچ حرفی به این رابطه سرد و خاموش شده ادامه میدهیم


و از این رابطه دیگر چیزی نمیماند همین روزا .........




اینا رو از وبلاگ زیر بارون  http://www.mana99.blogfa.com/  کپی کردم ولی همش حرف دل منم بود!



حالا چندتا دعا میکنم شما هم بلند آمین بگید:


خدایا توفیق بده حرفای حاج آقا توی کله مون فرو بره


تا آخر عمرمون تو سن تکلیف بمونیم


به اندازه ی حسین فهمیده بفهمیم


بفهمیم محرم کیه نامحرم کیه


اینایی که تو خیابونا مانکن می شن هیچ نسبتی با ما نداشته باشن


به چشم خواهر برادری به هیشکی نگاه نکنیم!


الهی آمین







چهارشنبه 12 آذر‌ماه سال 1393

این روزها...................

  



   این روزها اصلا حالم خوب نیست


  چرا داریم بی خودی زجر می کشیم و زجر میدیم؟


 

دوشنبه 10 آذر‌ماه سال 1393

گناه آدم و ابلیس........................


آدم و ابلیس هر دو نافرمانی کردند!


لکن لغزش و نافرمانی آدم از روی شهوت بود و از ابلیس از روی کبر و غرور!


و کبر آوردن ، سخت تر از شهوت راندن است ،


چه گناهی که از شهوت خیزد عفو در آن گنجد ولی


گناهی که از کبر و خودبینی و خودپسندی خیزد،


ایمان در سر آن شود!



خداوندا شما رو وکیل ام قرار دادم و به شما توکل می کنم و نتیجه کارم  رو به شما واگذار می کنم



یکشنبه 9 آذر‌ماه سال 1393

خدا هم مثل تو تنهاست.......................


    آدمک آخر دنیاست بخند
    آدمک مرگ همین جاست بخند
    دست خطی که تو را عاشق کرد
    شوخی کاغذی ماست بخند
    آدمک خر نشوی گریه کنی
    کل دنیا سراب است بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی
    بخدا مثل تو تنهاست بخند....................



خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای
درست در نقطه آغاز هستی......................

جمعه 7 آذر‌ماه سال 1393

ساده هستم.................


ساده هستم
ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم…

ساده میمیرم…

اما…

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …


با تشکر از وبلاگ گلچین



آره منم تنها جرمم سادگیم بود و هست


از همین سادگی همچین ضربه ای خوردم و حالا دارم اینقدر زجر میکشم


ولی نمی تونم ساده نباشم


نمی تونم


می خوام پاک بمونم حتی اگه تموم دنیا پر از چند رنگی و خیانت و ... بشه



من می خوام پاک بمونم


پنج‌شنبه 6 آذر‌ماه سال 1393

یه متن بی نام و نشون.........................


این متن توی 23 آبان 91 برام به وبم فرستاده شده که با حال این روزهام خیلی مطابقت داره


نمی دونم از طرف کی بوده و هیچ اسم یا ایمیلی ازش نداره

خیلی اتفاقی این پیام رو دیدم که به بهتر شدن حالم کمک کرد

و اما متن ارسالی:


به عشق خدا فکر کن . به این که چگونه میشه عاشق خدا شد. که غیر از او کسی رو ندید . که عشق او تو را بیتاب کند. به آنچه تاکنون شنیده ای فکر نکن خیلی هاش دروغه درباره ی خدا به دلت رجوع کن. دل تنها جایست که هنوز سالم مونده. حالا دلت رو پاک کن و هرچی هست توش بریز بیرون چون دل فقط جای خداست.حالا تموم شد .چشمت میشه چشم خدا و با اون میبینی همه ی آن چیزهایی را که در جهان های تو در تو وجود دارد. و در نهایت میبینی خدا را حتی قبل از مردن . دستت میشود دست خدا که با آن به بندگان خدا خیر میرسانی. و زبانت میشود زبان خدا که با آن از سوی خدا سخن میگویی.
همه ی منیتها را در وجودت بمیران و جزئی از خلقت شو .چیزی به نام من و منیت در تو نباشد.غرور و تکبر را نابود کن. با همه مهربان باش.آهسته سخن بگو.کم سخن بگو.چون تو میتوانی... بستگی دارد به خودت. فراموش نکن تو میتوانی...
تا این مراحل طی نشه هر چی بگم بیفایده است.
من همه چیزهایی را که هرگز نمیتوانستی و نخواهی توانست از کسی بشنوی برایت گفتم.
بعد پرده ها کنار خواهد رفت و دیگر حتی حاضر به دیدن پری ها هم نخواهی شد. چون خواست تو این خواهد بود که تمام ثانیه ها جز خدا را در حضور خود نخواهی. اما آنها خواهند آمد و با تو خواهند بود.در عالم چیزی به نام شانس یا اتفاق وجود ندارد همه چیز دلیلی دارد. و نام تو پری شد تا روزی به راز پری ها پی ببری که کلید آغاز عشق تو به سوی خدا باشند.
بعد از خواندن این را نیز پاک کن.
من دیگر چیزی برای نوشتن ندارم.
نمیدانم چگونه درباره ی من فکر میکنی.
فکر کن که منی وجود ندارد نه اسمی و نه نشانی...
پس این متنها را به اراده خویش ننوشتم
هرگز سوالی از من نپرس که دیگر اجازه ی نوشتن حتی کلمه ای را ندارم
و به سوی او حرک کن با دلی پاک.(کلید دل است)
موفق باشی



   1       2       3       4       5       ...       30    صفحه بعدی

کد موس ستاره و قلب

  • کد نمایش افراد آنلاین