X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

خدایا سرشارم از عشقت کن

به یاد مهربان قلبی که سالها به دوستی و محبتمان می نواخت....دیگر نمی تپد
دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1391

طنز..........

 

به به ای خانم قشنگ و ملوس / که قدم می زنی به مثل عروس

 

ای که در پیش آینه با تاپ / کرده ای یک دو ساعتی میک آپ

 

روی اجزای صورتت یک یک / ریمل وسایه و رژ و پن کک

 

شده ای – چشم خواهری! – خوشگل / می بری از بزرگ و کوچک دل

 

می شود بند عفت از این ناز / چون کمربند سبز تهران، باز!

 

نگو اصلا که: "ذاتا این مدلم" / خودم این کاره ام عزیز دلم

 

من که این قدر خویشتن دارم / باز، دیوانه می شوم دارم!

 

که اگر موجبات ننگی تو / پس چرا این قدر قشنگی تو؟!

 

خواهرم توی این بریز و بپاش / تا حدودی به فکر ما هم باش

 

پیش خود فکر کن که مرد غریب / گر ببیند تو را به این ترتیب

 

از لبش آب راه می افتد / طفلکی در گناه می افتد

 

من خودم بی خیال دنیاشم / نه که منظور من خودم باشم

 

مشکل از سوی جوجه کفترهاست / غصه ام معضل جوانترهاست

 

که به یک جلوه ی زن از مریخ / خل و دیوانه می شوند از بیخ

 

رشته را می کنند هی پنبه / بس که ناواردند و بی جنبه

 

ما که داریم خانه ای در بست / _تازه ویلای دوستان هم هست!_

 

غالبا عصرها همانجایم / هفته ای یک دو روز تنهایم

 

الغرض این از این همین دیگر / روسری را جلو بکش خواهر!
   

 

کد موس ستاره و قلب

  • کد نمایش افراد آنلاین